فقط "ترمه چی" میتوانست ترمه چی باشد.
فقط او میتوانست مثل ترمه چی زندگی کند، با تمام آزاد و رهابودنها و خطقرمزهایش
"ترمه چی" بود و تنهایی بزرگی که با تمام شهرتش، خودخواسته در آن غوطهور بود.
"ترمه چی" بود و تنهایی بزرگی که با تمام شهرتش، خودخواسته در آن غوطهور بود.
"ترمه چی" را باید در طبیعت میدیدی، جاییکه او جزئی از طبیعت میگشت.
"ترمه چی" طبیعتی بود که دچارِ کالبد انسانی گردیده بود.
روحانی | تولایی | اکبرزاده | ظریف | پرتوی | فرزانه | مروجان | رضوانی | عالمزاده | ثابتنیا | شکوری | علوی | توسلی |
+  
|
