تبليغاتX
استاد حسین ترمه‌ چی (1387-1305) - نقاش كوچه طبيعت (روزنامه خراسان 87/01/27)

استاد حسین ترمه‌ چی (1387-1305)

( " بم ؛ شکوه ماندگار " ........ عکس: حسین الله وردی )


حسين زاده-.................با چند تن از هنرمندان كه با استاد ارتباط و الفتي داشتند به گفت وگو نشستيم........


حسين زاده- استاد حسين ترمه باف يزدي (ترمه چي) در سال ١٣٠٥ در مشهد متولد شد. به دليل مخالفت پدر فقط تا كلاس پنجم ابتدايي به تحصيل پرداخت و تا ٢٠ سالگي شاگرد پدر و بافنده انواع ترمه هاي يزدي بود.پس از خدمت نظام وظيفه به هنر روي آورد، نقاشي را بدون كسب فيض از حضور هيچ استادي با عشق سرشار و قريحه بسيار، تنها با حضور در دل طبيعت به كار مي بست. به گفته خودش، آن قدر كاغذها و ديوارهاي خانه را خط خطي مي كرد و طرح مي كشيد كه از خانه بيرون رانده مي شد سپس به ديوارهاي كوچه و خيابان روي مي آورد.
استاد، نقاشي را بدون ابزار خاصي دنبال كرد و به خاطر ذوق، سليقه و خلاقيت بسيار سفارش هاي هنري زيادي را در زمينه هاي مختلف از جمله: خوشنويسي، طرح قالي، تابلوي مغازه ها و... انجام داد.
استاد ترمه چي شناخت طبيعت را در خودشناسي و خداشناسي موثر مي دانست و مي گفت: نقاشي طبيعت را نه براي تابلو بلكه به خاطر تجربه كردن و آموختن از طبيعت مي پسندم.استاد حسين ترمه چي هنرمند نقاش معروف مشهدي كه در كشور به عنوان استادي مسلم شناخته شده بود پس از سال ها تلاش در عرصه هاي مختلف هنري صبح يك شنبه ٢٥ فروردين جاري در سن ٨٢ سالگي (٨٧-١٣٠٥) به ديدار حق شتافت، بدين مناسبت با چند تن از هنرمندان كه با استاد ارتباط و الفتي داشتند به گفت وگو نشستيم.
مهدياكبرزاده درباره استاد ترمه چي گفت: اين هنرمند در بيش از ٨٠ سال زندگي مسير پرباري را گذراند. استاد ترمه چي از مراحل اوليه طراحي و نقشه قالي فعاليت هنري خود را آغاز كرد، وادي خوشنويسي را پشت سر گذاشت و سپس وارد عرصه نقاشي شد و برخلاف نقاشان كه معمولا در آتليه و براساس مدل كار مي كنند ايشان در دل طبيعت به نقاشي مي پرداخت. بدون طي كردن مسير معمول آموزش و تحصيل آكادميك به صورت جوششي براساس قريحه خدادادي به نقاشي پرداخت و به درجه اي رسيد كه آثار ايشان موجب بهت و حيرت كارشناسان شد.از ديگر ويژگي هاي هنري استاد مي توان به پختگي و به وحدت رسيدن رنگ ها در آثار اين هنرمند اشاره كرد. رنگ قبل از رسيدن به پختگي در بوم ايشان جايي نداشت و روش كار ايشان هم جوششي بود نه كوششي.اكبرزاده افزود: استاد بسيار پركار و استثنايي بود كه فكر نمي كنم در آينده نزديك شاهد ظهور مشابهش باشيم. آن زنده ياد دستي هم درشعر و شاعري داشت كه گاهي در جلسات هفتگي برايمان شعر مي خواند.
دكتر اصغر كفشچيان مقدم، استاد دانشگاه تهران و دانشكده هنرهاي زيبا نيز در حاشيه نمايشگاه و مراسم تقدير از استاد در جهاد دانشگاهي چنين نگاشته بود: از منظر من، توان و قدرت نمايشي و نفوذپذيري آثار اين كودك سپيدموي چنان است كه در يك برخورد مي تواند همانند ساحران اسطوره اي مخاطب خود را سحر كرده و نسبت به قابليت هاي جادوگرانه اش او را در يك جغرافياي بي زمان و بي مكان، در فضايي آشنا و ناآشنا رها سازد.باور كنيد اغراق نيست اگر بگويم او، اين پير طبيعت، مي تواند از خلال امتزاج ته رنگ هاي خاكستري پالت خود و از همان چارچوب كهنه و رنگ و رو رفته بومش به درون تماشاگر خود سير كندو با ورد ضرباهنگ هاي قلم خود با نمايشي از رنگ و نور او را مجذوب ساخته و از خود بي خود كند.قصد لفاظي نداشته و مطمئن هستم كلماتم نيز نمي تواند وجوه خلاقه اين هنرمند زال وار را كه بايستي جادوگر فام هاي خاكستري ناميد، توصيف نمايد، او نيز در اين منزلگاه نيازي به اين اوصاف ندارد.
هادي تقي زاده نيز در گفت وگوي كوتاهي كه با خراسان داشت گفت: هنرمند نيازمند يك اقبال عامه است يعني اثر هنرمند در معرض نمايش قرار گيرد و چنين فضايي براي آن ها فراهم شود. ترمه چي در غربت زيست و احساس مي كرد غريب است در حالي كه سال ها در اين شهر فعاليت كرده بود، تابلوهاي وي در معرض ديد عموم قرار نگرفته بود.هادي تقي زاده نيز در معرفي استاد ترمه چي در حاشيه نمايشگاه جهاد دانشگاهي سال ٨١ استاد ترمه چي نوشته اي دارد كه بدين شرح است: اين سومين يا چهارمين باري است كه دوستاني كه به حسين ترمه چي ارادتي دارند ، خواسته اند تا چند سطري در معرفي او بنويسم و من كه ميانه اي با تكرار همان حرف هايي كه چندباري گفته ام ندارم، مانده ام كه چه بگويم كه قبلا نگفته ام يا در باب او نگفته اند. اما هر بار از پس هر نمايشگاه و سخني، او چنان انزوا گزيده است كه پس از چندي با نمايش آثارش گويي نقاشي است كه تازه پيدايش كرده ايم و هر بار كه آثارش را مي بيني او را دوباره مي يابي در هيئتي تازه... نقاشي هاي او برايمان فضايي تازه مي سازد، معرفت او در نگاه به اشياء و تمثيل هاي او در قالب فضاهاي رنگي منجمد و متافيزيكي كه ساكنت مي كند و استادي او در پردازش رنگ ها و تعداد و كثرت نورها، كه هركدام عمري مي خواهد تا بيابي و عمري ديگر تا ماندگارش كني همه و همه از او نقاشي مي سازد كه تايي ندارد. او كهنه نيست، قديمي نيست، مرد امروز نيست اما آثارش بيشتر به درد امروز مي خورد تا ديروز، تا به ما بگويد آداب نقاشي با آداب ويدئو كليپ ساختن فرق مي كند و بگويد كه چه چيزهايي است كه نقاشي را از نقش و نگار ديوارهاي خيابان و ايستگاه هاي مترو و دكه هاي تبليغاتي متمايز مي كند.نقاشي هاي او در زمره تصاوير ماندگار سرزمين من است و با هر بار ديدن آثار او مي توان رخصتي از زمان گرفت براي ايستادن و تماشاي آني و درنگي كه براي هميشه ساكن شده است.
محسن توسلي نيز از هنرمندان مشهدي است كه با استاد ترمه چي رفت و آمدي داشت. وي نيز در اين خصوص گفت: فقط ترمه چي مي توانست ترمه چي باشد، باتمام بدقلقي ها و حب و بغض هاي كودكانه اش، فقط او مي توانست مثل ترمه چي زندگي كند، با تمام آزاد و يله بودن ها و خط قرمزهايش.ترمه چي بودو تنهايي بزرگي كه با تمام شهرتش، خودخواسته در آن غوطه ور بود. ترمه چي طبيعتي بود كه دچار كالبد انساني شده بود، ترمه چي را بايد در طبيعت شناخت جايي كه او جزئي از طبيعت مي شد و... اين اواخر دلتنگي هاي استاد از زمانه بود و چقدر با هم حرف مي زديم و از آرزوهايي مي گفتيم كه زير آواري از غم زمانه دفن شدند. حالا ما مانده ايم و آثارش كه رو به نابودي است...در اولين ديدارمان در بيمارستان قائم باز هم سراغ دوست ديرين خود مرتضي روحاني را گرفت. گفتم: هنوز در مسافرت است، گفت: روحاني خوب فهميده! گفتم استاد شما هم برويد. گفت: ما هم مسافريم و مي رويم؟!
+        |