(به نقل از وبلاگ: شدن) مهدی شریفی
۱. پیر مردی زنده دل و درون گرا که کمتر لب به سخن می گشود. در مواجهات، سلامی میگفت و با کمی خم شدن اظهار محبت میکرد. گه گاهی سرش را کج میکرد و به گوشه ای مینگریست، انگار که در حال تفکر و تامل است، او همچون طبیعت پر سکوت بود.
۲.حدود ده سال پیش دوست عزیزم جناب آقای هادی تقی زاده در آیین بزرگداشت استاد به دوستان فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد گفت: کاش او را دوباره به صحنه نمی آوردید چرا که اگر یک بار دیگر او خانه نشین شود، معلوم نیست چه بر سر او بیاید.
۳.او با ظرافت،تدبیر و پایمردی دوستان فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد نه تنها خانه نشین نشد که تا واپسین روزهای حیات خویش سر زنده ماند.
۴.نیز با حرکت شایسته اداره فرهنگ و ارشاد در روز وداعش از دیار فانی، با آرام گرفتن در قطعه هنرمندان که با درکذشت او افتتاح شد، نام نیک او جاودانه شد و این نبود مگر مزد نیت و طینت زلال ترمه چی و نبود مگر مزد بی ادعایی و بی تکلفی او در سراسر زندگی اش.
۵.و یادگاری من از آشنایی با آن پیر مرد زنده روح در روز رو نمایی "دیوار بم" یک بوسه بر دستان اوست.
۱. پیر مردی زنده دل و درون گرا که کمتر لب به سخن می گشود. در مواجهات، سلامی میگفت و با کمی خم شدن اظهار محبت میکرد. گه گاهی سرش را کج میکرد و به گوشه ای مینگریست، انگار که در حال تفکر و تامل است، او همچون طبیعت پر سکوت بود.
۲.حدود ده سال پیش دوست عزیزم جناب آقای هادی تقی زاده در آیین بزرگداشت استاد به دوستان فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد گفت: کاش او را دوباره به صحنه نمی آوردید چرا که اگر یک بار دیگر او خانه نشین شود، معلوم نیست چه بر سر او بیاید.
۳.او با ظرافت،تدبیر و پایمردی دوستان فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد نه تنها خانه نشین نشد که تا واپسین روزهای حیات خویش سر زنده ماند.
۴.نیز با حرکت شایسته اداره فرهنگ و ارشاد در روز وداعش از دیار فانی، با آرام گرفتن در قطعه هنرمندان که با درکذشت او افتتاح شد، نام نیک او جاودانه شد و این نبود مگر مزد نیت و طینت زلال ترمه چی و نبود مگر مزد بی ادعایی و بی تکلفی او در سراسر زندگی اش.
۵.و یادگاری من از آشنایی با آن پیر مرد زنده روح در روز رو نمایی "دیوار بم" یک بوسه بر دستان اوست.
+  
|
